الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )

316

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )

[ تعريف سه كلمه ذات مشتق و مبدا ] قبل از تعريف مشتق اصولى بايد معناى سه كلمه ذات ، مشتق و مبدأ معلوم شود : جمله زيد ضارب را در نظر بگيريد ، به كلمه « زيد » ذات ، و به « ضارب » مشتق و به « ضرب » كه مبدأ اشتقاق ضارب است « مبرأ » گفته مىشود . [ ويژگىهاى مشتق اصولى ] مشتق در علم اصول كلمه‌اى است كه داراى دو ويژگى باشد . ويژگى اول : آن كلمه ( مشتق ) جرى بر ذات داشته باشد و با آن در عالم خارج به نحوى از انحاء متحد باشد مثلا وقتى گفته مىشود زيد ضارب « ضارب » ، قابل حمل بر زيد بوده و با زيد از جهت صدور اتحاد دارد به اين معنى كه ضرب از جناب زيد صادر شده است . با اين ويژگى مصدرهاى مجرد ، مزيد و افعال از محل بحث خارج مىشوند زيرا قابل حمل بر ذات نبوده ، در نتيجه مشتق اصولى به حساب نمىآيند مثلا اكرام ( مصدر مزيد ) و علم ( مصدر مجرد ) بر زيد قابل حمل نيستند و همچنين افعال چون جرى بر ذات ندارند از محل بحث خارج مىباشند .

--> - در نتيجه محل بحث در ما نحن فيه قسم اول از مشتقات و قسم دوم از جامدات مىباشد و دو قسم ديگر خارج از محل بحث مىباشند و از اينجا روشن مىشود كه بين مشتق در حريم بحث و همه مشتقات مصطلح و جامد ، نسبت عام و خاص من وجه برقرار است از اين‌رو افعال و مصادر مجرد و مزيد با اينكه همگى از جمله مشتقات مصطلح مىباشند ولى با اين حال از محل نزاع خارج هستند و عناوين انتزاعيه مثل زوج و حر ورق با اينكه تحت مقوله جامدات مىباشند ولى داخل در محل نزاع مىباشند . با توجه به مطالب فوق بايد بگوئيم كه حريم بحث شامل هر عنوانى كه جرى بر ذات ، به اعتبار تلبس ذات به مبدأ ، به نحوى از انحاء داشته باشد مىشود مثلا فرقى نمىكند كه مبدأ هستى يكى از مقولات نه‌گانه واقعيه مثل كم و كيف و اين و . . . باشد يا اينكه مبدأ از توابع آنها به حساب آيد مثل شدت ، ضعف سرعت و بسط يا اينكه مبدأ از اعتباريات باشد مثل ملكيت ، زوجيت و حريت . . . يا اينكه از انتزاعيات مثل فوقيت ، تحتيت ، سابقيت ، امكان ، وجوب و امتناع باشد .